|
|
مهران رجایی
همتی (هجو) - سید جعفر رجایی
تاريخ نگارش :
۱۲ دی ۱٣۶٣
|
|
شعری به نام «خایهمالی» در بارهی یکی از دوستان که در سال ۱۳۶۳ گفته شده است.
دوستی دارم به نام همتی
در نهادش نیست یک جو همتی
دست او باشد همیشه دستمال
فاشتر گویم بود او خایهمال
گوید او هرکس نمالد مرد نیست
خایهمالی کار هر نامرد نیست
همتی از بس که میباشد زرنگ
خایه مالد جور جور و رنگ رنگ
خایهی پرپشم یا بی پشم و مو
هیچ توفیری ندارد بهر او
گر بزرگ است آن ویا گر هست ریز
او چو جانِ خویش میدارد عزیز
گر که صاف است و ندارد پشم و مو
همتی در دست گیرد چون هلو
خایههایی را که باشد پر ز پشم
همتی آن را گذارد روی چشم
خایههایی را که میباشد درشت
همتی گیرد دو دستی توی مُشت
گر که کوچک هم بود میمالدش
هیچ نوعی را نمیآید بدش
همتی چون خایه میمالد مدام
عالی قاپویش به کون دنیا به کام
وقتی اشعار فوق به سمع مبارک جناب همتی رسید نزدیک بود کار به نزاع و زدوخورد بکشد که بنده کوتاه آمدم و به ایشان عرض کردم «ساحت اقدس شما از اینگونه حرفها مبرّا است و بنده این اشعار را در بارهی شخص دیگری به نام رحمتی که شما او را نمیشناسید سرودهام».