|
|
مهران رجایی
تریاکی (هزل) - سید محمد رجایی
تاريخ نگارش :
۱۱ دی ۱٣۲٨
|
|
این شعر در استقبال از شعری از «مفتون همدانی» سروده شده است.
واحسرتا که حقهی بافور ما شکست
کروبیان به عرش گزیدند پشت دست
نوح نبی اگر دوسه بستی نمیکشید
از ترس موجِ آب به کشتی نمینشست
موسی که داشت آن یدِ بیضا در آستین
خواهش نمود امت وافوری از اَلَست
عیسی به راه خویش خماری فتاده دید
از راه میل آمد و پهلوی او نشست
زان تریاک قاچاق که در جیب خویش داشت
از راه مرحمت بکشاندش سه چهار بست
چون آن خمار نشئه شد و جنبشی نمود
دعوی مرده زنده نمودن به او به بست