|
|
مهران رجایی
تویی بر ملک جان ... - سید محمد رجایی
تاريخ نگارش :
۱۱ دی ۱٣۲٨
|
|
این شعر در استقبال از شعری از «جامی» سروده شد است.
تویی بر ملک جان خسرو، چه خسرو؟ خسروخوبان
بود نخل قدت فتنه، چه فتنه؟ فتنهی دوران
جمالت مجمعی باشد، چه مجمع؟ مجمعِ خوبی
چه خوبی؟ خوبیی یوسف، چه یوسف؟ یوسف کنعان
بود چشمت یکی جادو، چه جادو؟ جادوی کافر
چه کافر؟ کافر رهزن. چه رهزن؟ رهزنِ ایمان
دهانت غنچهای باشد. چه غنچه؟ غنچهی دلکش
چه دلکش؟ دلکش خرم، چه خرم؟ خرم خندان
سرکویت بود کعبه، چه کعبه؟ کعبهی مردم
چه مردم؟ مردم دیده، چه دیده؟ دیدهی گریان
چه جانسوز است این آتش، چه آتش؟ آتش محنت
چه محنت؟ محنت دوری، چه دوری؟ دوری جانان
رجایی بندهات باشد، چه بنده؟ بندهی بیدل
چه بیدل؟ بیدل عاشق، چه عاشق؟ عاشق حیران.