کتاب
• از پس‌کوچه‌ی غربت
شعر
• در پس‌کوچه‌ی غربت
• صدای آشنا
• قهرمان
• پاییز بی‌ترانه
• پرستو
• عشق شاید...
• روشن‌تر از امید
پراکنده
• اینترنت‌نگاران و زبان فارسی
• یک سال تلاش در راه خدمت به فرهنگ و ادبیات ایران
• شمسی، قمری یا میلادی؟
• خط فارسی به اصلاحات بنیادی نیاز دارد
طنز
• دستگاه عزا
• حکایت اندر پیدایش تارنامه
از رجایی‌ها
(در باره‌ی این بخش)
• عاشقم نبودی (فرزانه رجایی)
• دریا (فرزانه رجایی)
• حساب دو شاخه گل (فرزانه رجایی)
• همتی (هجو) - سید جعفر رجایی
• بوم - سید جعفر رجایی
• ارزش دنیا - سید محمد رجایی
• تریاکی (هزل) - سید محمد رجایی
• تویی بر ملک جان ... - سید محمد رجایی
نقدکی بر ...
(در باره‌ی این بخش)
• لطفا به فارسی خانم کسرایی
• پیچیدگی بی‌دلیل

سایت‌های رجایی‌های دیگر
• امير رجایی (هنرمند)
• وحید رجایی (خبرنگار)
• سینا رجایی (طراح، عکاس و نوازنده)



مهران رجایی

من زاده‌ی تهرانم و از اهالی اصفهان. کودکی و نیمه‌جوانیم را در ایران به سرآورده‌ام و اکنون ۲۰ سال است که در آلمان زندگی می کنم. در دانشگاه مونیخ علوم کامپیوتر خوانده‌ام و در همین رشته کارمی‌کنم. اوقات بیکاری‌ام را نیز با کامپیوتر می‌گذرانم. نتیجه‌اش چیزی می‌شود مانند سایت اندیشه   http://www.andishe.net یا همین سایتی که می‌بینید. گاهی هم از سر تفنن چیزی می‌نویسم که نمونه‌اش را همین‌جا می‌بینید. گاهی هم عکاسی می‌کنم. نمونه‌ی عکس‌هایم را نیز در این سایت در بخش آلبوم‌ها می‌بیند.
برای پی بردن به مفهوم نشانه‌هایی که در این سایت به کار رفته لطفا به علامت پرسش اشاره کنید!
استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ آزاد است.

home weblog mails your message info



print ideas of others your idea
مهران رجایی
خط فارسی به اصلاحات بنیادی نیاز دارد
تاريخ نگارش : ۱۲ ارديبهشت ۱٣۷۲

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

نوشته‌ی زیر در چهارچوب بحث‌های مربوط به اصلاح رسم‌الخط فارسی در شماره‌ی ۸۰/۸۱ نشریه‌ی آدینه در خرداد ۱۳۷۲ منتشر شد.
این بحث‌ها به ابتکار شورای اصلاح رسم‌الخط فارسی و مجله‌ی آدینه در سال‌های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ صورت گرفتند. اکنون، بیش از ده سال پس از انتشار این نوشته به نظر من هنوز بسیاری از مطالب آن که به خط و زبان فارسی مربوط می‌شوند تازگی خود را حفظ کرده‌اند. بعضی نکات دیگر که مربوط به انفورماتیک می‌باشند با توجه به پیشرفت‌های سال‌های اخیر این علم می‌توانند مورد تجدید نظر قرار بگیرند. اما این مسئله را به زمانی دیگر موکول می‌کنم.
روایتی که در اینجا مطالعه می‌کنید روایت ویرایش شده از سوی نشریه‌ی آدینه است.



جای بسی شادی است که نشریه‌ی "آدینه" بحثی را گشوده که دیرزمانی است عاجل بودن آن بر همگان آشکار است و اگر پیش کشیدن آن تاکنون به تأخیر افتاده نه معلول مسائلی است که مستقیما به ادبیات و زبان ارتباطی دارند و نه از کمکاری اهل ادب یا اهل فن ناشی می‌شود. بهر حال من هم فرصت را غنیمت میشمرم و مایلم درد دل خود را در زمینه‌ی بحث جاری با دیگران در میان بگذارم و نظر خود را در باره‌ی بعضی مطالبی که تاکنون در آن نشریه درج شده بیان کنم. اما تمام آنچه در مقاله‌ی حاضر میخوانید فقط کوششی برای گسترش زمینه‌ی بحث است. تلاشی است برای به صحبت گذاشتن نکاتی که بعنوان کسی که مستقیما با انفورماتیک و به نحوی دیگر با زبان فارسی سروکار دارد با آنها برخورده‌ام و شاید از نظر کسانی که بیشتر با ادبیات فارسی مشغول‌اند پنهان مانده باشد.
پیش از هر چیز مایل به تذکر این مطلب هستم که اگر متاسفانه خط فارسی دچار اشکالاتی است خوشبختانه انفورماتیک یا دانش کامپیوتر درهای بسیاری را به روی ما می‌گشاید و باسرعت زیادی در حال تکمیل‌تر شدن است و هر روز امکانات بیشتری را در اختیار برنامه‌نویس قرار می‌دهد. به‌طوری که بنظر من حتی همین امروز هم تمام موارد استفاده از کامپیوتر در زبان‌های دیگر برای زبان فارسی نیز قابل برنامه‌نویسی است؛ البته با هزینه‌ی بیشتر و با دشواری بیشتر. آنچه میخواهم نتیجه بگیرم این است که اگر کسی تغییر یا «بازنگری» خط فارسی را تنها به این دلیل می‌خواهد که کار را برای برنامه‌نویس راحت‌تر کند به‌ نظر من به راه خطا می‌رود. شیوه‌های نگارش پیچیده‌تر از خط ما هم وجود دارند اما تاکنون کسی فقط به خاطر استفاده در کامپیوتر اقدام به تغییر آنها نکرده است.
مسئله اینست که زبان (چه در شکل گفت‌وگو و چه در شکل نوشته‌اش) طبیعی‌ترین، رایج‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین وسیله‌ی ارتباط بین انسان‌هاست. پیدایش چنین وسیله‌ای (در هر دو شکل آن) دارای تاریخی طولانی است که تنها گوشه‌های کوچکی از آن بر ما روشن است. این تاریخ همچنان جاری است و خط و زبان هر دو همواره در حا ل تغییر هستند اما تحول آنها که بخصوص در شکل محاوره‌ی آن حرکتی خودبخود و غیر برنامه‌ریزی شده است نمی‌تواند همپای گسترش اشکال ارتباط میان انسانها و متناسب با رشد مقیاس این ارتباط پیش برود. به این دلیل گه‌گاه دخالتِ (دقیقا) حساب شده در سرعت و جهت رشد زبان میتواند به تسهیل این ارتباط که روح جهان معاصر است کمک کند.
آموزش نگارش زبان از مهم‌ترین گام‌ها برای تسهیل ارتباط میان گویندگان یک زبان است. تنها همین مسئله دلیل کافی برای «بازنگری» در شیوه‌ی نگارش فارسی است. تسهیل آموزش زبان فارسی برای گویندگان زبان‌های دیگر دلیل دومی برای این کار است. استفاده از کامپیوتر نیز دلیل دیگری است و جالب اینکه مشکلاتی که در کار با کامپیوتر با زبان فارسی بروز می‌کنند دقیقا از نوع مشکلاتی است که در آموزش خط و زبان فارسی به سوادآموز و زبان‌آموز نیز وجود دارند و از این جهت تعمق در آنها از جهات مختلف آموزنده است.
از مسائلی که در مقالات آدینه و نیز در مقالاتی که در نشریات دیگر چاپ شده است از بحث در باره‌ی آن غفلت شده است و گاه اهمیت به سزایی دارد مسئله‌ی عدم وجود نشانه‌ای (حرفی) برای بعضی صداها است. منظورم صداهای زیر هستند: صدای a در واژه‌ی پدر (pedar) که از این پس آن را «زبر« می‌نامم, صدای e یا «زیر» در همان کلمه و صدای o یا «پیش» در واژه‌ی تند (tond). از این پس هر جا از «صداهای کوتاه» سخن گفته شد منظور این سه صدا است.
در اولین کوشش‌هایم بری آموزش زبان فارسی به گویندگان زبان‌های دیگر به این مسئله پی بردم که عدم حضور نمایشی برای این صداها از بزرگترین مشکلات آموزش زبان فارسی به دیگران است. وقتی که خواننده‌ی فارسی‌زبان برای اولین بار با واژه‌ی نوشته‌ای برخورد می‌کند ترتیب قرار گرفتن صامت‌ها و هماهنگی آوایی زبان واژه‌ی مورد نظر را در ذهن او تداعی میکند. خواننده در حقیقت نوشته را نمی‌خواند بلکه از آن برای «به خاطر آوردن» یا «حدس زدن» واژه سود می‌جوید. این ویژگی تصویری خط فارسی که برای فارسی‌زبان امتیازی است، چون سرعت خواندن او را افزایش می دهد و فشار کمتری به چشمان وارد می‌کند برای خارجی‌زبان مشکلاتی را فراهم می‌آورد. او که با واژه آشنایی قبلی ندارد راهی به تلفظ صحیح آن نمی‌یابد و مثلا نمی‌داند کدام یک از این تلفظ ها درست است: پِدَر , پَدَر , پُدَر یا ...
این کمبود تنها گریبان گویندگان زبانهای دیگر را نمی‌گیرد بلکه همچون موارد دیگری که در مقاله‌های آدینه نیز به آن‌ها اشاره شده است استفاده از تمام امکانات کامپیوتر برای کار با زبان فارسی را نیز بسیار مشکل میکند. برای مثال تدوین فرهنگ بسامدی یک کتاب را در نظر بگیرید. اولین شرط لازم برای عملی بودن این کار این است که کامپیوتر بتواند واژه‌ها را از هم تشخیص دهد تا بتواند آنها را در جای مناسب قرار دهد. اما کامپیوتر قدرت درک مفهوم واژه‌ ها را ندارد. برای کامپیوتر تشخیص تفاوت کلمات «پُر» و «پَر»؛ «مَرد» و «مُرد» , «مُحرّم » و «مَحرَم » و... غیرممکن است. اگر برنامه‌نویس بتواند به گونه‌ای کامپیوتر را وادارد که کلمات «مَرد و «مُرد» را در حافظه‌ی خود سوا ازهم نگاه دارد باز هم مشکل حل نشده است و کامپیوتر با خواندن سه حرف م رد همچون خواننده فارسی‌زبان هر دو واژه‌ی بالا را بخاطر میآورد (یعنی آن‌ها را با آنچه در حافظه‌ی خود دارد مقایسه کرده و به وجود دو واژه‌ی متفاوت برای این نگارش واحد پی میبرد.) اما کامپیوتر بر خلاف خواننده‌ی متفکر -دست کم تا آینده‌ی نزدیک- نمی‌تواند با استفاده از مفهوم متن بداند منظور کدام واژه است. این‌گونه کلمات در زبان فارسی کم نیستند و در زبان عربی بخاطر وجود قالبهایی نظیر «مَفعَل» و «مُفّعل» , «اَفعال» و «اِفعال» و ... که یکسان نوشته می‌شوند ولی معانی متفاوت دارند این گونه دوگانگی‌ها بسیار بیشترند.
عدم حضور صداهای کوتاه (مصوت‌ها) در میان الفبای فارسی مشکل سومی نیز به دنبال دارد. این مشکل سوم عبارت است از دشواری استفاده از کامپیوترهای سخنگو و کامپیوترهای صوت‌شناس که در آینده بی‌شک اهمیت فراوانی در تسهیل رابطه‌ی انسان-ماشین دارند. وطیفه‌ی این کامپیوترها عبارت است از تسهیل استفاده از اطلاعات و دانش در وسیع‌ترین مفهوم آنها توسط انسانی که از مهارت ناچیز فنی و علمی برخوردار است. شاید کسی بر این اعتقاد باشد که صحبت از کامپیوترهای سخنگو یا صوت‌شناس در بحث حاضر پیچیده کردن بیش از اندازه‌ی موضوع است. وجود چنین اعتقادی خود بیانگر فاصله‌ی ما از واقعیت جاری در جهان امروز است. اگر نمی‌خواهیم امروز گامی برداریم که فردا مجبور به بازگشت از آن باشیم باید همه‌ی جنبه‌ها را در نظر بگیریم و هراسی از پیچیدگی مسئله نداشته باشیم. قدری صبر، حوصله و پشتکار این توده‌ی گره‌خورده را چنان از هم بگشاید که بتوان از تار آن جامه‌ای درخور زبان پارسی بافت.
کامپیوترهای سخنگو اکنون وجود دارند و کامپیوترهای صوت‌شناس هنوز مدارج آزمایش و تکمیل را می‌گذرانند. کامپیوترهای سخنگو واژه‌هایی را که به صورت «نوشته» به آنها داده می‌شود از نظر نگارش تجزیه و تحلیل کرده و با استفاده از حافظه‌ای که صداهای مختلف در آن ضبط شده آنها را «میخوانند». چند مثال موضوع را روشن میکند: برای خواندن به زبان آلمانی کامپیوتر حروف پیرامون حرف s را در واژه‌ی Stadt بررسی می‌کند و با یافتن حرف t پس از این حرف می‌داند که -آن گونه که در زبان آلمانی لازم است- باید s را «ش» تلفظ کند و در کلمه‌ی Sieg همان حرف را بخاطر حرف i باید «ز» تلفظ کند. یعنی در حقیقت پایه‌ی کار این است که تلفظ واژه‌ها از روی شکل نگارش آنها کاملا یا دست‌کم به مقدار زیادی ممکن است. حال مجسم کنید خواندن واژه‌های فارسی را توسط کامپیوتر. خواندن واژه‌هایی مانند «مرد»، «پدر»، «ممکن» یا تقریبا هر واژه‌ی فارسی دیگری تنها از روی حروف نوشته شده غیرممکن است، چه خواننده باید صداهای کوتاه در کلمه را از جایی بشناسد. خواننده‌ی فارسی‌زبان به دلیل آشنایی با زبان و آهنگ آن، این را می‌داند یا به راحتی حدس میزند. خواننده‌ی خارجی و کامپیوتر این را نمی‌دانند. برای برنامه‌نویس کامپیوتر سخنگو این بدان معناست که باید به جای تلفظ حروف، تلفظ واژه‌ها را به حافظه‌ی رایانه سپرد. به خاطر سپردن چند ده صدای مختلف برای کامپیوتر بسیار آسان است. به خاطر سپردن تلفظ دهها هزار واژه هم برای آن غیرممکن نیست، اما از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست؛ زیرا کامپیوتر هنگام «خواندن» یک واژه به جای جستن صدای مناسب در میان چند ده صدا باید به گردشی طولانی در جنگل ده‌هاهزار واژه بپردازد. (۱).
کامپیوترهای صوت‌شناس واژه‌ها را «میشنوند» و می‌کوشند با تجزیه و تحلیل آنها ابتدا صداها (واج‌ها) و سپس واژه‌ها را از هم تمیز دهند و با تکیه بر دستورزبان طبیعی که بسیار پیچیده‌تر از دستور زبانهای مصنوعی (مثلا زبانهای برنامه‌نویسی) است به مفهوم جمله پی ببرند و مطابق دستوری که به آنها داده شده عمل کنند. یا اینکه حداقل بدون کوشش برای درک مفهوم جمله فقط آنچه را «شنیده‌اند» به چاپ برسانند. از آنجا که هیچ دو انسانی صوت‌ها را کاملا شبیه یکدیگر ادا نمی‌کنند و از آنجا که حتی یک فرد واحد هم در شرایط مختلف صوتها را متفاوت ادا می‌کند ساختن کامپیوترهای صوت‌شناس بسیار دشوار است.
ابتدا به طور حیرت‌انگیزی به نظر میرسد که عدم وجود نمایشی برای صداهای کوتاه در نگارش فارسی در این مورد به صورت یک امتیاز مثبت عمل می‌کند. چه کامپیوتر می تواند از تجزیه و بررسی این صداها صرف نظر کند یا حتی از آنها بعنوان جداکننده‌ی حروف قابل ثبت از یکدیگر استفاده کند و آنها را برای یافتن صامت‌های یک واژه بکار گیرد. این توهم خیلی زود بی‌اعتباری خود را نشان می‌دهد: اشکال بزرگ این است که صداهای کوتاه در نوشته نشدن خود دارای استثناهای بسیار هستند، یعنی گاهی نوشته می شوند آن هم نه همیشه یکسان. مثلا «زیر» معمولا در آغاز کلمات با «ا» یا «ع» نشان داده میشود (مثلا در واژه‌های : امسال، ا راده و عشق) و در انتهای بعضی کلمات با «ه» (تخته، اداره). «پیش» هم در ابتدای کلمات با «ا» یا «ع» و در انتهای آنها با «و» نشان داده می‌شود (ا مید، ا مت، عریان، رهرو، تو). «زبر» نیز همین‌گونه در آغاز کلمات «ا» یا «ع» نوشته میشود ( مثل ا نگیز، ا سباب و عمل) و... البته همین آغاز و انجام کلمات هم اگر قاعده‌مند بود جای امیدی می‌گذاشت اما «ترکیبی» بودن زبان فارسی (یعنی این ویژگی که میتوان با اتصال واژه‌ها واژه‌ی جدیدی ساخت) این «قاعده» را هم برهم میزند: بااراده، تخته‌پاره، نیمه‌عریان، طرب‌انگیز...
کامپیوتر برای بررسی هر چیز ابتدا آن را بصورت ردیفی از نشانه‌ها (ضربان انگشت‌ها روی دگمه‌های صفحه‌کلید، عکس‌ها، صداها، واکنش‌های فیزیکی یا شیمیایی و...) دریافت می‌کند و سپس این نشانه‌ها را در یک مرحله‌ی میانی به نشانه‌هایی از نوع دیگر که برای او قابل درک هستند تبدیل می‌کند. گاهی مراحل میانی بیشتری وجود دارند. تازه پس از این مرحله (یا مرحله‌ها) است که کامپیوتر می‌تواند عملیاتی را روی این نشانه‌های جدید که به این ترتیب انعکاس دنیای واقعی در حافظه‌ی او هستند انجام دهد. این روش کامپیوتر برای گرفتن اطلاعات از بیرون است. دادن اطلاعات به بیرون تقریبا جهت عکس همین جریان است . نتیجه اینکه ما با هر مسئله‌ای از دو سو روبرو هستیم. این در بحث ما بدین معناست: همان‌گونه که عدم وجود نشانه‌ای برای صدا (مثلا برای صداهای کوتاه) یا وجود نشانه‌های مختلف برای یک صدا (مثلا «ا» «ه» و «ع» برای صدایِ «زبر») مشکل‌آفرین است وجود حروفی که هیچ صدایی را نشان نمی‌دهند (که خوشبختانه در فارسی زیاد نیستند: «و» در خواهر) یا حروفی که صداهای مختلفی را نشان می‌دهند (مثل «ا» که گاهی «زیر» گاهی «زبر» و گاهی «پیش» را نشان می‌دهد) نیز مسئله‌ساز است. از جمله به عنوان مثال آنجا که کامپیوتر صوت‌شناس ما بالاخره با دردسر فراوان صدای «-ِ» یا «س» را در واژه‌ای تشخیص می‌دهد و در نوشتن کلمه میان «ا»، «ه»، «ع» و «س»، «ص» و «ث» درمانده می‌شود. فراموش نکنید تا وقتی که کامپیوتر کلمه را درست برای خود «ننوشته» باشد نمی‌تواند کاری با آن انجام دهد: مثلا نمیتواند آن را در جای مناسبی در فرهنگنامه ثبت کند .
پس معلوم است که کامپیوترهای فوق‌الذکر با الفبای فارسی به سختی آشتی‌پذیر هستند و بعنوان چاره باید از نشانه‌هایِ دیگری (مثلا نشانه‌های سازگارشده‌ی خط لاتین) بعنوان زبان پشت‌پرده‌ی کامپیوتر استفاده کرد. همانگونه که بعضی فارسی‌آموزان در اروپا به عنوان یک روش، فارسی را ابتدا با الفبای لاتین و سپس با الفبای فارسی می‌آموزند. چاره‌ی دیگر می‌تواند این باشد که بعضی از حروف را برای نشان دادن صداهای دیگری بکار بریم. چرا باید س ص ث یا ض ز ظ یک صدا را نشان به دهند ولی برای صداهای کوتاه نشانه‌ی ثابتی نداشته باشیم؟ و با این آشفتگی کاربرد حروف «ا», «ع» و «ه» چه باید کرد؟ چه اشکالی دارد اگر «آ» همیشه با کلاه باشد «زبر» همیشه با «ا» و «زیر» همیشه با «ع» نشان داده شوند. البته این‌ها فقط برای مثال است و برای چنین تغییری باید میزان کاربری این صداها، سهولت نگارش و زیبایی نوشته را نیز در نظر گرفت (۲).
به نظر من آنچه که نزد آقای باطنی (در مقاله‌ی «نگاهی تازه به شیوه‌ی خط فارسی» در "آدینه" ۷۵) مشکلی جلوه می‌کند یعنی تنوع اشکال یک حرف (ع‍ - ‍ع‍ - ع - ‍ع) و رفتار متفاوت حروف مختلف (این که بعضی در بعضی جاها به یکدیگر می‌چسبند و برخی در همان جاها جدا می‌مانند) هیچکدام مشکل بزرگی در «بازشناسی تصویری حروف» ایجاد نمی‌کنند. مشکل اساسی همان تشخیص مرز میان کلمات و تشخیص تعلق اجزای از هم جدای یک واژه به یکدیگر است که حل این مشکل هم از طریق «بی‌فاصله‌نویسی» کاملا ممکن به نظر می‌رسد. «تکواژنویسی» هم ممکن است مشکل‌های جدیدی ایجاد کند که وارد کردن «واژه‌شناسی» (Morphology) در برنامه‌نویسی را لازم کند که برای «بازشناسی تصویری حروف» واقعا نیازی به دان نیست. به این ترتیب کافیست برای «بی‌فاصله‌نویسی» تعریف دقیق و معقولی ارائه داد به طوری که هم از سوی کامپیوتر و هم از سوی «قلم به دست» رعایت شود.
مسئله‌ی دیگری که هنگام ترجمه‌ی متون ریاضی و انفورماتیک با آن برخورد می شود مسئله‌ی اعداد و ارقام در زبان فارسی است که در جهت عکس حروف نوشته می‌شوند و این به خصوص در متون ریاضی نه تنها اشکالات زیبایی‌شناسانه بلکه همچنین اشکالات منطقی ایجاد میکند. نوشتن عبارات ریاضی -بخصوص وقتی کمی طولانی باشند- به شیوه‌ی «ماشین تحریری» دشوار و بسیار اشتباه‌پذیر است. به علاوه جهتِ از چپ به راست اعداد که با خط لاتین بیشتر سازگار است باعث رواج هر چه بیشتر الفبا و واژه‌های لاتین در نوشته‌های ریاضی و اخیرا انفورماتیک می‌شود. یک پیشنهادِ (هنوز کاملا خام) برای حل این مسئله می‌تواند این باشد که اعداد فارسی را روی محور عمودی منعکس کنیم و به جای ">www.rajaei.de بنویسیم: .">www.rajaei.de این کار ضمن حفظ شیوه‌ی نگارش موجود امکان گسترش و دقت ترجمه در ریاضیات و انفورماتیک را فراهم می‌کند. خوشبختانه بسیاری علائم ریاضی «جهت» ندارند (+، -، =، ↔، ∞ و...) و بسیاری دیگر که جهت دارند همچون اعداد فارسی به راحتی قابل انعکاس هستند(∑، √، ∈ و...) و برای تعدادی دیگر (مانند lim، ln، cos، sin و...) که تاکنون کسی (احتمالا به دلیل این که یک ترجمه‌ی فارسی با «جهتِ» موجود اعداد نمی‌توانسته سازگار باشد( به ترجمه‌اشان دست نزده با این تغییر امکان ترجمه فراهم می‌گردد. این شیوه همچنین استفاده از ارقام و اعداد در متن فارسی بااستفاده از کامپیوتر را بسیار راحت‌تر می‌کند.
--------------------------------------------
۱. یکی از کارهای بزرگی که کامپیوتر از دوش انسان برداشته اداره‌ی انبار داده‌ها (یا بانک اطلاعات: Data bank) است. جستجو کردن در میان داده‌ها (مثلا جستجوی پرونده‌ی یکی مشتری سازمان آب در میان هزاران پرونده یا جستجوی یک واژه در یک فرهنگنامه) از زمان‌گیرترین کارهایی است که کامپیوتر در کار با انبار داده‌ها باید انجام دهد. اینکار معمولا با استفاده از خوارزمیها (سری دستورالعمل: Algorithm) انجام می‌گیرد. خوارزمی‌ها می‌کوشند از طریق مقایسه‌ی مثلا شماره‌ی یک پرونده با شماره‌ی پرونده‌های موجود به طریقی که حداقل دفعات مقایسه را تضمین کند پرونده مورد جستجو را بیابند.
۲. مشخص کردن یک نشانه‌ی ثابت و همیشه نوشته‌ شدنی برای صداهای کوتاه یک اثر جانبی نیز دارد: در لهجه‌های مختلف زبان فارسی گاهی این صداهای کوتاه هستند که تغییر می‌کنند و تفاوت را بوجود می‌آورند. عدم حضور صداهای کوتاه در میان الفبای حاضر (که در حقیقت برای زبان فارسی درست نشده) انعکاس لهجه‌های متفاوت را در یک نگارش واحد اندکی تضمین کرده است. با وجود این گویندگان لهجه‌های متفاوت هنگام سوادآموزی به تلفظ واژه‌ها مطابق لهجه‌ی رایج «ادبی» عادت می‌کنند. اگر چه وجود چنین نشانه‌هایی آموزش زبان «ادبی» را به خصوص برای گویندگان لهجه‌ها آسانتر می‌کند اما ممکن است تاثیرات منفی بر حفظ این لهجه‌ها (که همینطور هم در معرض خطر فراموشی هستند) داشته باشد که باید تدابیری برای آن اندیشید.




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ۷)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.