|
همراز و همدم کلثوم و بیبی و ننه از روزهای دور، همبزم لوطی و غزل در ماههای سرد، همراه قصه و انار در سالهای شاد، يلداست، مادربزرگ روز، مادربزرگ ماه، مادربزرگ سال! * * * آوخته فانوس روشنی بر راه يخزده، جا داده کرسیِ پناه در اين سرای سرد، پرکرده نُُُُقل صبر در سينی سخن، يلدا، اين مادر صبور اين مادر اميد! * * * پاشيده گرد زر بر افسر بلند، افشانده گيس تار بر کوه و دشت و بام، گسترده دامن سپيد از دشت تا شهر هلهله، يلدا عروس کوه، يلدا عروس دشت، يلدا عروس شهر! * * * بالاتر از بلند افسونتر از سياه روشنتر از اميد يلداست، يلدای با شکوه! نوامبر ۱۹۹۶ --- این شعر برای اولین بار در نشریهی «کاوه» شمارهی ٨٣ (زمستان ۱٣۷۵ برابر ۱۹۹۶ میلادی) منتشر شد. نشریهی کاوه سالهاست که در مونیخ به همت دکتر محمد عاصمی منتشر میشود . |